«خاک کارخانه» تاریخِ شفاهی یک صنعت است و روایت دنیای کار از زبان روایتگرانی که همیشه در حاشیه بودهاند. این کتاب نه روایت نوستالژی و حسرت و اندوهی شاعرانه است و نه حکایت شیفتگی به گذشتهی صنعتی ایران، بلکه نگاهی است از درون و از منظر منابع انسانیِ خُرد و خاموش که کسی سراغ قصههایشان نمیرود. «خاک کارخانه» روایت کارگران بومی و مهاجری است که روزگاری زندگیشان با صدای سوت کارخانهی چیتسازی بهشهر تنظیم میشده است. آشپز و معلم اکابر و زنان بافنده و ریسندهای که قوت زانوها و دستهاشان را در تاروپود پارچهها تنیدهاند و مردانی که شبانهروز دستگاهها را سرپا نگه داشتهاند؛ مردمانی که در تاریخ کار ایران کمتر دیده میشوند.
شیوا خادمی دانشآموختهی رشتهی عکاسی خبری است و مجموعه عکسهایش در جشنوارههای بینالمللی متعددی همچون جشنوارهی عکاسی POY آمریکا و فستیوال عکس استراسبورگ برگزیده شده است. «خاک کارخانه» حاصل پنج سال پژوهش اوست. شیوا خادمی در ابتدا با حالوهوایی عاطفی و در جستوجوی ریشههایش، عکاسی و گفتوگو با همکاران سالخوردهی مادربزرگش ــ که در دههی ۱۳۲۰ کارگر کارخانهی چیتسازی بهشهر بوده ــ را آغاز میکند. اما خیلی زود میفهمد این گفتوگوهای بهظاهر ساده چیزی بیشتر از خاطرهگویی کارگرانی است که هنوز سرسختانه به محیط کار قدیمیشان عشق میورزند. از دل این خاطرات کاری، کلیت و فضایی شکل میگیرد و مضمونهایی سر بر میآورند که نه تنها در تحلیل و ارزیابی تاریخ و مسیر کسبوکار در ایران به کار میآیند، بلکه تصویری از پیوند تنگاتنگِ فضای کار، هویت شهر و مناسبات اجتماعی مردم شهر پیشِ چشممان میگذارند.