«وقایع غریب غیبشدن سعید ابونحس خوشبدبین» رمان مهمی در ادبیات مدرن عربی محسوب میشود. این رمان که آن را با «کاندید» ولتر و «شوایک» یاروسلاو هاشک مقایسه کردهاند. طنز زهرآلودی است از شکلگیری کشوری به نام اسرائیل. نویسندهی رمان، امیل حبیبی، که خود از «اعراب اسرائیلی» است. زندگی تراژیک غیریهودیان را در سرزمینهای اشغالی از نگاه یک ابله روایت کرده است.
این رمان به زندگی فلسطینیانی میپردازد که پس از جنگهای 1948 و 1967 حاضر به ترک وطن نشدند و به تابعیت اسرائیل درآمدند. شخصیت اصلی این رمان یک ابله است. «سعید» که در مکانی نامعلوم در فضا مخفی شده، وقایع زندگیاش را در قالب نامه به دوستی گمنام روایت میکند. او علت نام عجیب خانوادگیاش «خوشبدبین» را اینگونه بازگو میکند:
«خانوادهی ما همهشان همین روحیه را دارند. برای همین اسمشان را گذاشتهاند خوشبدبین. این کلمه از ترکیب دو کلمهی بدبین و خوشبین درست شده .... مثلا خود من، هیچوقت فرق خوشبینی و بدبینی را نفهمیدم و همیشه با خودم مشکل دارم که بالاخره بدبینم یا خوشبین؟صبح که از خواب پا میشوم میگویم خدا را شکر که وسط خواب قبض روح نشدم؛ اگر در طول روز بلایی سرم آمد، میگویم خدا را شکر که بدتر نشد. بالاخره کدامم؟ بدبین یا خوشبین».
سعید که برای دولت اسرائیل جاسوسی میکند از فرط بلاهت و بزدلی یک قربانی است تا فردی شرور و خبیث. او در ازای خوشخدمتیهایش از دولت اسرائیل پاداشی نمیگیرد. او توسریخور باقی مانده و در حاشیه زندگی میکند....
این داستان علاوهبر ابعاد طنزآلود، حماسی و سادیستی، بعد تراژیک نیز دارد. سعید شخصیت کمیکی است که در یک تراژدی گیر افتاده است. در لابهلای رفتارهای مضحک و منفعتطلبیهای طنزآلود و گاه و بیگاهش میتوان نشانههای بسیاری از تراژدی تلخ هرروزهی هموطنانش را پیدا کرد. مضمون اصلی رمان سوژهی مناسبی برای تراژدی است: آدمکشی، آتشسوزی، جنگ، شورش و همهی هرجومرجهایی که چنین آشوبهایی را به دنبال دارند.