این کتاب نوری تازه بر الگوی شناختهشده «سفر قهرمان» جوزف کمبل میتاباند و این کهنالگو را از دیدگاهی زنانه بازتعریف میکند. هرچند الگوی کمبل بیشتر بر تجربههای بیرونی، نبرد و کسب قدرت در دنیای مردانه تمرکز دارد، اما کریگر نشان میدهد که مسیر رشد و تحول برای زنان اغلب مسیری درونی، مبتنیبر ارتباط و بازپسگیری گوهر زنانه است.
در سالهایی که الگوهای قهرمانی در ادبیات عمدتا براساس ساختار مردانه شکل گرفتهاند، گیل کریگر با نگاهی جسورانه و تحلیلی، الگویی متفاوت را از سفر قهرمان ارائه میدهد؛ الگویی که از دل تجربههای زنانه، شهود، درگیریهای درونی و بازآفرینیهای روانی شکل میگیرد. سفر قهرمان زن از «دنیای معمولی» آغاز نمیشود که زن در آن آرام باشد، بلکه اغلب از «دنیایی ناخوشنود» نشئت میگیرد که زن احساس میکند بخشی از وجودش یا تواناییهایش را سرکوب کرده یا نادیده گرفتهاند و نقطهی عطف این سفر مرحلهی فرود به ژرفاست که زن را وادار میسازد به رویارویی با زخمهای کهنه، سایهها و مفاهیم محدودکنندهی هویتی بپردازد که ازسوی جامعه یا خانواده به او تحمیل شده است. او برای بهدستآوردن قدرت، نیازی به کشتن اژدها یا بهدستآوردن گنجی مادی ندارد؛ بلکه گنج او بازیابی آن بخشهای انکارشدهی خویشتن است: خشم، شهود، تمایلات سرکوبشده یا قدرتهای خلاقانه.
در طول این سفر، زنان با یارانی متفاوت روبهرو میشوند. این یاران فقط یاریدهندگان بیرونی نیستند، بلکه در قالب بازتابهایی از خویشتن زن عمل میکنند. راهنما در این سفر اغلب تجسم دانای درونی زن یا الگوی زن خردمندی است که قبلا این مسیر را طی کرده است. «سفر قهرمان زن» با مراحل بازگشت و اعطای موهبت پایان مییابد. زن در این مرحله با درکی ژرفتر از هویت واقعی خویشتن و با حس تمامیت به دنیای خویش بازمیگردد. او دیگر در پی تأیید بیرونی نیست، بلکه خودْ منبع نور و قدرت است و خرد، شفقت و توانایی برقراری ارتباط ژرفتر را با خویش به ارمغان میآورد که التیامبخش جامعه است.
کریگر در کتاب «سفر قهرمان زن» که فراتر از تحلیل روانشناختی، نقشهی راه عملی است، با مثالهایی ملموس از آثار ادبی و سینمایی، مسیر عملی نگارش داستانهایی با محور قهرمان زن را هموار میسازد و با استفاده از اساطیر و نمونههای معاصر به زنان کمک میکند تا سفر شخصی خویش را بشناسند، مراحل آن را با آگاهی بپیمایند و در نهایت، به نسخهی قدرتمند و اصیل خویش دست یابند.