سپتامبر برنزی روایت زندگی پسری است از کوچههای قزوین که از روی تشکهای خاکی تا بلندای افتخار المپیک پیش رفت. داستان مردی است با ارادهای پولادین که فروتنی و غیرت ایرانی را به جهانیان نشان داد و نامش را در تاریخ کشتی جاودانه کرد.
در میانهی دههی ۱۳۲۰، پسری در قزوین چشم به جهان گشود که بعدها نامش با شکوه کشتی ایران گره خورد؛ ابراهیم جوادی، چهرهای که با استقامت و نبوغ خود، به یکی از اسطورههای ماندگار ورزش جهان بدل شد. او از تمرینهای سخت و روزهای بیامکانات آغاز کرد، اما در میدانهای بزرگ دنیا با طلای المپیک مونیخ ۱۹۷۲ و چهار قهرمانی جهان درخشید و پرچم ایران را بر فراز قلههای افتخار برافراشت.
این کتاب، فراتر از مرور مدالها و مسابقات، سفری است به درون روح قهرمانی که کشتی برایش نهتنها ورزش، که راه زندگی بود. در روایت دوستان، شاگردان و حریفانش، چهرهی مردی شکل میگیرد که به همان اندازه که نیرومند بود، متواضع و مردمی نیز ماند. ابراهیم جوادی نماد نسلی است که با عزم، غیرت و سادگی، تاریخ کشتی ایران را معنا کرد و یادش هنوز بر تشکهای این سرزمین زنده است.