فرزند سیزدهم بازگوییِ قصهی پریان معروفی به اسمِ «پدرخواندهای به نام مرگ» نوشتهی برادران گریم است. اِرین ای. کریگ که از نویسندگانِ پرفروش نیویورک تایمز به شمار میآید و از رمانهای معروفش میتوان به سرای نمک و اندوه اشاره کرد، در جدیدترین اثرش جهانی فانتزی با اِلمانهای ژانر وحشت و گوتیک خلق کرده است. فرزند سیزدهم پُر از پیچشهای داستانی غافلگیرکننده است؛ رابطهی بین دو شخصیت اصلی (هیزل و پدرخواندهاش خدای مرگ) محور اصلی داستان است و در هر فصل به پیچیدگی و عُمق آن افزوده میشود. کریگ در خلقِ فضاهای جذاب و ترسناک مهارت خاصی دارد؛ جزئیاتِ جهانِ داستانش بهوضوح در ذهن مخاطب شکل میگیرند و شخصیتهای خاکستریاش بهراحتی فراموش نمیشوند.
از زندگی در اندرمیان خسته شده بودم، نه فقط اندرمیان، بلکه در این فضایی که خودم را گرفتارش کرده بودم. نه در گذشته زندگی میکردم و نه در زمان حال. نمیدانستم چطور به جلو بروم و نمیخواستم گذشته را هم رها کنم.
هیزل همیشه میدانسته مثل سایر خواهرها و برادرهایش نیست. فرزند سیزدهم، وعدهدادهشده به یکی از خدایان. او تمام دوران کودکیاش در انتظارِ سرپرستش مریک، خدای مرگ، بوده تا بیاید و او را با خودش ببرد. مریک میآید و هدیهای به هیزل میدهد: قدرت درمان بیماریها و پایاندادن به عذابِ بیماران منتخب مرگ... دست سرنوشت اما هیزل را به دربار سلطنتی میکشاند، جایی که برای نجات جان شاهزادهای عیاش که برای مرگ انتخاب شده مردد است؛ هیزل میداند چه مأموریتی دارد و قلبش او را به سمت کدام مسیر میکشاند، ولی چه اتفاقی خواهد افتاد اگر در مقابله خواستهی خود مرگ بایستد؟