کتاب «او باید میمرد» روایتی تکاندهنده از یکی از مهمترین پروندههای سیاسی قرن بیستم ایتالیاست؛ ماجرای آلدو مورو، نخستوزیر و رهبر حزب دموکرات مسیحی، که در سال ۱۹۷۸ توسط گروه چپگرای افراطی بریگاته روسه ربوده شد و پس از پنجاهوپنج روز گروگانگیری، به قتل رسید.
نویسندهی اصلی کتاب، فِردیناندو ایمپوسیماتو، قاضیای بود که شخصا مسئول پیگیری پرونده بود. او سالها بعد، در این کتاب، با همکاری روزنامهنگار تحقیقی ساندرو پروویزیوناتو، اسناد تازهای را منتشر کرد که چهرهای کاملا متفاوت از ماجرا نشان میدهد. ایمپوسیماتو معتقد است مرگ آلدو مورو تصادفی یا اجتنابناپذیر نبود؛ او قربانی شبکهای از منافع سیاسی، مصلحتهای بینالمللی و سکوت آگاهانهی نهادهای قدرت شد.
کتاب با روایتی مستند و درعینحال پرکشش، لحظهبهلحظهی ربایش، بازجوییها و تصمیمهای سیاسی پشت پرده را بازسازی میکند. ایمپوسیماتو از «فرصتهای ازدسترفته» میگوید؛ از مکاتباتی که نادیده گرفته شدند، تماسهایی که پاسخ داده نشد، و دستوری که شاید میتوانست جان مورو را نجات دهد، اما هرگز صادر نشد.
در لایهای عمیقتر، «او باید میمرد» دربارهی حقیقت و قدرت است؛ دربارهی اینکه چگونه گاهی عدالت، نه بهخاطر ضعف قانون، بلکه بهخاطر ارادهی کسانی در بالاترین سطوح سیاست خاموش میشود.
این کتاب گزارشی تاریخی نیست، اعترافی اخلاقیست از زبان قاضیای که شاهدِ سقوط حقیقت در برابر مصلحت بود. خواندنش، ما را با این پرسش روبهرو میکند: در جهانی که سیاست با جان انسان معامله میکند، چه کسی باید پاسخ دهد؟