کتاب زوال پدرسالاری اثری اندیشمندانه و اجتماعی از جامعهشناس نامدار ایرانی، محمدامین قانعیراد است؛ پژوهشی که با نگاهی ژرف به خانوادهی ایرانی، تلاش میکند تحولات چند دههی اخیر را در قالب دگرگونی یک نظم قدیمی توضیح دهد. قانعیراد میگوید پدرسالاری، فقط یک رابطهی خانوادگی نیست، بلکه یک شیوهی زیستن، اندیشیدن و قدرتورزی است که قرنها در فرهنگ ما ریشه داشته است. در این نظام، پدر یا مردِ خانواده نماد اقتدار و تصمیمگیری است و بقیهی اعضا، بهویژه زنان و فرزندان، در جایگاه تابع و مطیع قرار دارند.
اما در دوران معاصر، با رشد آموزش، تغییر نقشهای اجتماعی، حضور گستردهی زنان در عرصههای اقتصادی و فرهنگی، و گسترش رسانهها، این نظم سنتی بهتدریج فرو ریخته است. قانعیراد این روند را «زوال پدرسالاری» مینامد و معتقد است جامعهی ایرانی در میانهی گذار از خانوادهی سنتی به خانوادهی مدنی قرار دارد؛ جایی که رابطهها بیشتر بر گفتوگو، احترام متقابل و تصمیمگیری مشترک استوارند.
بااینحال، او هشدار میدهد که این گذار بدون بحران نیست. بسیاری از خانوادهها هنوز میان الگوهای قدیمی و ارزشهای نو گرفتارند. از یک سو، اقتدار سنتی تضعیف شده؛ از سوی دیگر، ارزشهای تازه هنوز بهطور کامل نهادینه نشدهاند. نتیجهاش چیزی است که نویسنده آن را «سرگیجهی خانوادگی» مینامد؛ تلاشی برای سازگارشدن با جهانی تازه که هنوز قواعدش را نمیشناسیم.
قانعیراد در پایان امیدوار است که این دگرگونی نه به فروپاشی، بلکه به «ظهور خانوادهی مدنی» بینجامد؛ خانوادهای بر پایهی آزادی، گفتوگو و برابری، که در آن همهی اعضا صاحب صدا و سهمی برابر در زندگیاند.