در جهانی که پلیس قدرت تلهپاتی دارد،چگونه میتوان از مجازات قتل قسر در رفت؟
در جهانی که ذهنها دیگر پنهان نیستند، جنایت معنا ندارد. در قرن بیستوچهارم، انسانها به مرحلهای از تکامل رسیدهاند که توانایی خواندن ذهن دیگران را دارند؛ گروهی به نام «تلهپاتها» نظم اجتماعی را حفظ میکنند، چون هر اندیشهی مجرمانهای پیش از وقوع برملا میشود. اما «بن ریچ»، تاجر جاهطلب و بیرحم، تصمیم میگیرد ناممکن را ممکن کند: او میخواهد در جهانی بدون جنایت، مرتکب قتل شود و از دست ذهنخوانها بگریزد.
الفرد بستر با نبوغی روایی، نبردی میان ذهن و روان ترسیم میکند؛ جدالی میان قاتلی نابغه و پلیسی تلهپات که بیش از هر ابزار مادی، با ذهن قربانی و قاتل سروکار دارد. رمان از خلال توصیفهای درخشان ذهنی و زبانی، دنیایی را میسازد که در آن مرز بین گناه و تفکر از میان رفته است؛ جهانی که در آن حتی اندیشیدن به شرارت، خود گناه است.
اما همانطور که داستان پیش میرود، خواننده درمییابد که مسئله فقط یک قتل نیست - بلکه پرسشی عمیقتر در میان است: اگر ذهن انسان تا این حد در معرض دید دیگران باشد، آیا آزادی هنوز معنایی دارد؟
«مرد تخریبشده» با ترکیب تعلیق جنایی، فلسفهی ذهن، و زبان تصویری آیندهگرایانه، اثری است که راه بسیاری از نویسندگان علمیتخیلی بعدی را گشود. این کتاب در سال ۱۹۵۳ برندهی نخستین جایزهی هوگو شد و تا امروز یکی از سنگبنایهای اصلی ژانر علمیتخیلی بهشمار میرود.
«به یاد نمیآورم نویسندهای علمی-تخیلی را که به نظرش احترام میگذارم، ملاقات کرده باشم و او در اشتیاق من به آثار الفرد بستر سهیم نبوده باشد.»
ویلیام گیبسون
«داستان عامهپسند در تلفیقی گیجکننده از شگفتی و افراط با ادبیات روبهرو میشود.»
جیمز لاوگرو
«در فهرست ده رمان برتر علمیتخیلی از نظر همه قرار دارد.»
رابرت سیلوربرگ