«تحسین»کردن چیزی، در معنای کامل و متمایز آن، بدین معنا است که توضیح آن را به اوضاعواحوال زمینهایاش فرونکاهیم و آن را مستلزم عنصری از اصالت و خلاقیت بدانیم که زبر بار توضیح و تبیین نمیرود. امر تحسینبرانگیز رازآمیز است و موجب برانگیختهشدن حدی از شگفتی میشود؛ امری تقریبا معجزهآسا. اما بااینکه «تحسین» نقش مهمی در زندگی ما ایفا میکند، عاطفهای است که فیلسوفان معاصر چندان توجهی به آن نکردهاند. این درست نقطهی مقابل موجی است که بهتازگی برای بررسی فلسفی عواطفی چون شرم، نفرت، گناه و خشم شکل گرفته است. علت هرچه باشد، فقدان توجه فیلسوفان در مقابل کار پراهمیتی قرار میگیرد که روانشناسان دربارهی تحسین انجام دادهاند.
هدف این کتاب برداشتن اولین قدم به سمت بررسی ماهیت تحسین و نقش آن در روانشناسی اخلاق است. این کتاب با نزدیککردن آثار فیلسوفان و روانشناسان، پژوهشی میانرشتهای، اما بیشتر فلسفی، فراهم آورده است دربارهی عاطفهای که اغلب مورد بحث بوده است، اما بهندرت موضوع تحقیق قرار گرفته است. این کتاب با مطالعهی روانشناسی اخلاقی تحسین، ماهیت این عاطفه را بررسی میکند؛ اینکه چطور با عواطف دیگری مثل حیرت، حسد و غرور ارتباط پیدا میکند و چه نقشی در زندگی اخلاقی ما دارد.