دنیل کانمن در کتاب پیش رو با تکیه بر دو سیستم که یکی سیستم شهودی است و سیستم 1 نام گرفته و دیگری سیستم متکی بر عملکرد کنترلشدهتر است و سیستم 2 نامیده شده، زندگی ذهنی انسان را توصیف کرده است. سیستم 1 مسئول تفکر سریع و سیستم 2 مسئول تفکر کند است.
نویسنده تلاش دارد تا با زبانی غنی و دقیق توانایی شناخت و درک اشتباهات دیگران و خودمان را در قضاوتها و انتخابها بهبود ببخشد و قضاوتها و انتخابهای بد را که میتواند به خسارتهایی ناخوشایند منجر شود، به حداقل برساند. او میکوشد با تکیه بر آخرین تحولات علم روانشناسی شناختی و روانشناسی اجتماعی دیدگاهی از نحوهی کارکرد ذهن ارائه دهد؛ یکی از تحولات مهم این است که ما اکنون شگفتیها و درعینحال نقایص اندیشهی شهودی را درک میکنیم.
سیستم 1 که پیش از این به آن اشاره شد، بهطور خودکار و بسیار سریع عمل میکند، تلاش زیادی نمیطلبد یا در مواردی بینیاز به هرگونه تلاشی است و فرد هیچگونه حس کنترل ارادی بر آن ندارد.
سیستم ۲ توجه را به فعالیتهای ذهنی پرتلاشی که لازم دارد، نظیر محاسبات پیچیده، معطوف میکند. عملکرد سیستم ۲ اغلب با تجربهی ذهنی عاملیت، انتخاب و تمرکز همراه است.
بخش نخست کتاب تفاوت میان دو سیستم یادشده را روشن میکند و نحوهی عملکرد هرکدام را شرح میدهد. یکی از اهداف اساسی این بخش معرفی زبانی برای تفکر و صحبت در مورد ذهن است.
بخش دوم مطالعات مربوط به قضاوتهای ناشی از میانبرهای ذهنی را مورد پردازش قرار میدهد و به این مسئله میپردازد که چرا ما در فکرکردن به صورت آماری به سختی دچار هستیم.
بخش سوم مشکلات مربوط به تفکر آماری را به بحث گذاشته و از محدودیتهای ذهنی سخن گفته است. محدودیتی که اغلب افراد از آن چشمپوشی میکنند و در پذیرش جهل خود و عدم قطعیت جهانی که در آن زندگی میکنند، ناتوانند.
بخش چهارم با گفتوگویی اقتصادمحور دربارهی ماهیت تصمیمگیری و فرض عاقلبودن کنشگران اقتصادی بحث میکند و با بهره از مدل دوسیستمی، دیدگاه نوین دربارهی مفاهیم مهم نظریهی چشمانداز را ارائه میدهد.
بخش پنجم به تمایز بین دو خود، خود تجربهکننده و خود یادآورنده، پرداخته است.
بخش ششم پیامدهای سه تمایز مطرح شده در کتاب یعنی: تمایز بین خود تجربهکننده و خود یادآورنده، تمایز مفهوم کنشگرهای مختلف در اقتصاد کلاسیک و اقتصاد رفتاری و تمایز میان دو سیستم خودکار 1 و سیستم تلاشگر 2 را وامیکاود.