ما در محیط کار، مدرسه یا خانه، همان سبک رهبری را اجرا میکنیم که مدتهای مدید بر ما حاکم بوده است. بسیاری از رهبران بهجای اینکه نقش باغبان را در خود ببینند، نقش مکانیک و تعمیرکار را بازی میکنند. اولویت نخست این رهبران انجام دادن کار است و نقش آنها حداکثر بهرهبرداری از منابع و کارکنانی است که در اختیار دارند تا کار خود را انجام دهند.
در این کتاب، این سبک رهبری را «سبک دستور دادن و کنترل کردن» مینامیم. آیا این سبک رهبری موفق بوده است؟ آیا این سبک رهبری برای شما مؤثر یا مناسب است؟ واقعیت این است که بسیاری از ما همواره بهدنبال روش دیگری برای رهبری بودهایم و مایل بودهایم ما را نیز با روش دیگری رهبری و هدایت کنند. اما تاکنون فقط توانستهایم اندکی نسبت بهگذشته پیشرفت کنیم. فهمیدهایم که باید از سبک دستور و کنترل عبور کنیم، اما دقیقا نمیدانیم بهکجا میخواهیم برسیم. این کتاب، راهحل را ارایه خواهد کرد.
وقتی یک رهبر میکوشد تا بهنتایج مثبت و مفیدی برسد، رویکرد دستور و کنترل بهاِعمال زور، تسلیم، کنترل و در نهایت بهرکود منجر میشود. در حالی که رهبر اعتمادساز و اهل ترغیب که بهدنبال همان نتایج مثبت و مفید است، با ایجاد تعهد، خلاقیت و شکوفا کردن استعدادها و قابلیتهای کارکنان، بهاهداف خود میرسد.
با توجه بهاینکه جهان و بازی کاملا تغییر کرده است، چرا این همه افراد همچنان از الگوی قدیمی رهبری استفاده میکنند؟ این روش برای واقعیت امروز جهان و شرایط بازیای که تغییریافته بههیچوجه مناسب نیست.
اعتمادسازی و ترغیب یا اعتمادسازی و الهامبخشی، روش جدید رهبری است. هدف آن شکوفا کردن استعدادها و توانمندیهای کارکنان است، نه سلطه و کنترل آنها. تا کار درست را انجام داده و بتوانند در جهان آشفتهی ما موفق، موثر و هدفمند باشند.