انگیزه، توانایی و فرصت ویژگی مشترک اغلب افراد موفق است. علاوهبر آن سختکوشی، استعداد و خوششانسی را میتوان در کنار این سه عنصر نام برد. اما مسئلهای که نمیتوان از آن غافل شده، تعامل با دیگران و چگونگی این تعامل است.
افراد در محیط کار جایی میان طیفی که دو سر آن را گیرندهها و بخشندهها پوشش میدهند جای میگیرند. در واقع اغلب ما نه ویژگیهایِ صِرفِ گیرندهها را که ترجیح میدهند در روابطشان همواره کفهی ترازو را به سود خود متمایل کنند و بیش از اینکه ببخشند، دریافت کنند، از خود بروز میدهیم و نه صرفا بخشنده به حساب میآییم، آن گروه از افراد که کفه ترازو را به سود دیگران حرکت میدهند و سود و منافع دیگری را به خود ترجیح میدهند. اغلب افراد در روابط خود انتظار دارند هرقدر میبخشند، همانقدر دریافت کنند و در این بده و بستان برابری و تعادل را برمیگزینند.
آنطور که مشخص است در بالارفتن از نردبان موفقیت، بخشندهها نسبت به دو گروه دیگر بسیار کندتر پیش میروند و در قعر جای میگیرند؛ اما اینکه بین دو گروه دیگر کدام یک در صدر نردبان قرار دارند سوالی است که که کتاب پیش رو به آن پاسخ میدهد.
نویسنده به بررسی نیروهای غافلگیرکنندهای که جایگاه افراد را در نردبان موفقیت معین میکنند میپردازد و با رویکردی جدید کار، تعاملات و بهرهوری را مورد مطالعه قرار میدهد.