فساد سه مرحله داره. اول ازدستدادن معصومیته، دوم تلاش برای انتقالدادنش به دیگران و سوم نیازِ تلقین اون خواسته به دیگران.
کریمپ در نمایشنامهی طرح اولیه با انباشتی از مکالمههای همزمان، پاسخهایی که با وقفه داده میشوند و فاصلهی زمانی، درامی پستدراماتیک خلق میکند. او خود را محدود به قراردادهای صحنهای نکرده و از تئاتر ناتورالیستی پرهیز میکند. اتفاقاتی که میافتد از دیدگاههای گوناگون تکرار میشود، چنانکه واقعهای را از آینهای شکسته تماشا میکنیم.
این نمایشنامه در نیویورک میگذرد. داستان زن جوانی را روایت میکند که شوهرش، سایمون، دوست دارد او را به صندلی ببندد و با چسباندن لِنت بر دهانش او را ساکت نگاه دارد. پس از اینکه مرد همسرش را ترک میکند، با دو تهیهکننده به نامهای جنیفر و اندرو، که به ساخت فیلمی از داستان او علاقهمندند، تماس برقرار میکند. کلیفورد، نمایشنامهنویس سابق برادوی، برای نوشتن فیلمنامه استخدام میشود و واقعیت را به یک فانتزی تبدیل میکند. هرچه ماجرا پیشمیرود، فیلمنامه شباهت خود را به زندگی واقعی آن از دست میدهد.