کتابخانه نیمهشب اثر مت هیگ است به ترجمهی محمدصالح نورانیزاده و چاپ انتشارات کولهپشتی.
گمان میکنید اگر این فرصت در اختیار شما قرار میگرفت تا بتوانید شکلهای دیگری از زندگیتان را ببینید چه اتفاقی میافتاد؟ به نظرتان اگر انتخابهای متفاوتی داشتید، یا عشقهای ازدسترفتهتان را حفظ میکردید، یا روابطی دیگر برقرار میساختید و استعدادهای بههدررفتهتان را رشد میدادید زندگیتان چگونه بود؟ آیا اگر همهی چیزهایی که اکنون به حسرت زندگی ما مبدل شدهاند، به واقعیت میپیوستند رضایت را به دنبال میآوردند؟ اگر همهی آرزوهایمان برآورده میشدند شادتر بودیم؟
جایی در جهان، در گوشهای از این سطح گسترده، کتابخانهای وجود دارد که این فرصت را در اختیار افراد میگذارد تا زندگیهای دیگر خود را ببینند، زندگیهایی که در اثر انتخابها و تصمیمهای متفاوت شکل میگیرند؛ نورا این فرصت را دارد تا بتواند نوع دیگری از زندگیاش را تجربه کند، تصمیمهای دیگری بگیرد و تلاش کند تا حسرتهایش را زندگی کند. شاید این بار احساس رضایت بیشتری از خودش و آنچه که برایش رخ میدهد داشته باشد و یا برعکس. این کتاب داستان نورا را در خود جای داده و از فرصت شگفتانگیزی که در اختیارش قرار گرفته حکایت میکند.