|سودابه با مُردنش آنقدر ماجرا و اندوه درست کرد که جبران تولد بیخاطرهاش شد.|
ایستاده جان دادی اثر مژده سالارکیا، روایتگر جستوجویی است که نویسنده برای یافتن حقیقت مرگ خالهاش، سودابه، آغاز میکند. سودابه که سالها دور از خانواده و در غربت زندگی کرده بود، پس از چند روز بیخبری، در انبار تاریک خانهاش در اتریش پیدا میشود؛ مرگی غریب و تکاندهنده: ایستاده در میان لاستیکها. این مرگ معماگونه، دریچهای میگشاید به روایتهایی از مهاجرت، عشق، انزوا، گمشدگی و مرگ؛ روایتهایی که در دل خود تاریخچهی ناگفتهی یک خانواده را حمل میکنند. نویسنده در مواجهه با این فقدان، به سراغ خاطرات شخصی، عکسهای قدیمی و ارتباطهای گسسته میان اعضای خانواده میرود. او در تلاش برای بازشناختن هویت سودابه و کشف حقیقت مرگش، قدم به گذشته میگذارد و در خلال بازخوانی خاطرات، پرسشهایی بنیادین دربارهی روابط انسانی، پیوندها و هویتها مطرح میکند. روایت، در عین شخصیبودن، از مرز تجربهی فردی فراتر میرود و به بازتابی از گسستهای تاریخی و خانوادگی بدل میشود. مژده سالارکیا، نویسنده ایرانی متولد 1366، با نگاهی دقیق به روابط خانوادگی و خاطرات جمعی، آثارش را با فضایی شاعرانه و رازآلود روایت میکند. از جمله کتابهای او میتوان به بیپدر و مثلثهای موازی اشاره کرد.