برنارد باروخ میگوید: همانی باش که هستی و همانی را که احساس میکنی بگو. خود واقعی بودن در دنیایی که مدام تلاش میکند از شما چیز دیگری بسازد، بزرگترین دستاورد است. در این وضعیت تنها کاری که باید بکنید، این است که همانی باشید که هستید. برخی شما را بهخاطر خودتان دوست دارند و بسیاری بهخاطر کارهایی که برای آنها انجام میدهید؛ اما در این بین افراد زیادی هستند که اصلا شما را دوست ندارند. پس اجازه ندهید عقاید دیگران ماهیت و مسیر شما را تعیین کند. خودتان باشید و آزاد زندگی کنید؛ با این کار افرادی را جذب خواهید کرد که از شما حمایت میکنند و دوستتان دارند، همانگونه که هستید. چه تعداد از ما درحال تظاهر هستیم؛ درحال نشاندادن چیزی که در واقع نیستیم؟ چه تعداد از ما این شهامت را داریم که خودمان باشیم، بدون توجه به عقاید دیگران؟ اگر نتوانید بپذیرید که شما همانی هستید که باید باشید، دیگر مهم نیست تا چه اندازه موفق هستید، چون هرگز احساس رضایت نخواهید داشت.
نویسنده در این کتاب تلاش دارد بگوید که انسان حاصل تفکرات خویش بوده و جسم مطیع و فرمانبردار ذهن است. انسان با تکیه بر افکار و باورهایی که خودش انتخاب کرده، شخصیت و زندگی خود را شکل میدهد و حتی با هدایت افکارش میتواند به خواستههای خود دست پیدا کند. اگر میخواهید در شرایط و وضعیت خود تغییر ایجاد کنید و به رویاهایی که در ذهن دارید، برسید، فرصت خواندن این اثر را از دست ندهید.