آنتیگونه به روایت برتولت برشت و دو داستان برداشت و اقتباسی از نمایشنامهی درخشان سوفوکل، نمایشنامهنویس شهیر یونان باستان است. جدا از روایت، قهرمان و ضدقهرمان این اثر، آنچه در مورد برداشت برشت اهمیت دارد، المانّهای معاصری است که نویسنده با ظرافت در دل نمایش و اجرا جای داده است. از بیشتر نظرها، نسخهی برتولت برشت از نمایشنامهی سوفوکل پیروی میکند؛ در واقع، از نسخهای که فریدریش هولدرلین بزرگ در قرن نوزدهم به آلمانی ترجمه کرد. آهنگ کلام و توازن واژههای برشت شباهت نزدیکی با سوفوکل دارد. صحنهآرایی نمایش آنتیگونه اثر برشت که در سال ۱۹۴۸ اجرا شد، در عین سادگی، اثرگذار بود اما مدرنیته در عمل و بازیها بود که تبلور مییافت. طبیعتا، همینطور که از برتولت برشت انتظار میرود، دیالوگهای درخشان این اثر میان آنتیگونه و کرئون در جریان است. هر دو دیگری را به خیانت متهم میکنند، هر دو از عشق به وطن میگویند، و از اتحاد. گرچه کرئون اتحاد را ابزاری برای سرکوب میداند و ارعاب مردمان.
کتاب آنتیگونه برشت براساس ترجمهی هولدرین از آنتیگونه سوفوکلس، با دو ضمیمهی باارزش و با ترجمهی محمود حدادی منتشر شد. در این کتاب، علاوهبر نمایشنامهی برتولت برشت، دو داستان از آلفرد دبلین و رالف هخهوت نیز درج شده است.