چیزی برای ازدستدادن ندارید، جز جانهایتان: سفری هجدهساعته با مراد، دومین کتاب سعادالعامری به شمار میآید. در این کتاب یک روز (در واقع هجده ساعت) از زندگی کارگران غیرقانونی فلسطینی را روایت میکند، مردانی که هر نیمهشب از خانه بیرون میزنند تا مخفیانه و با گذر از دل کوه و کمر ار مرز اسرائیل عبور کنند و خود را به یکی از شهرهای آنجا برسانند تا کاری پیدا کنند. العامری با این افراد همراه میشود و روزی را در کنار آنها میگذراند و وقایع آن روز را لحظهبهلحظه ثبت میکند. نویسنده در این کتاب صرفا به اشاراتی گذرا به پیشینهی تاریخی اشغال فلسطین یا مسئلهی صدور و لغو جواز کار فلسطینیها در اسرائیل بسنده کرده، اما در عوض اشغال را از دید کسانی به تصویر کشیده که نهتنها در رسانههای جهانی، که حتی در خود فلسطین هم صدایشان به گوش کسی نمیرسد. العامری سالها در رامالله، در چند کیلومتری مرز اسرائیل، زندگی کرده، اما از حال و روز این کارگران یکسره بیخبر بوده است. این بیخبری در جایجای کتاب به چشم خواننده میآید، خاصه در قالب سوالات پیشپاافتاده و بعضا خندهدار سعاد از این کارگران دربارهی زندگیشان. همهی ما با شنیدن نزاع میان اسرائیل و فلسطین به یاد نتانیاهو و محمود عباس و خالد مشعل و دیگر بازیگران اصلی این نزاع میافتیم. اما مردم عادی در کجای این مناسبات جای دارند؟ آنها چطور روزشان را به شب میرسانند و به چهچیزهایی فکر میکنند؟ فرض کنید چهار جوان فلسطینی سوار اتوبوسی شوند که ده شهروند اسرائیلی داخل آن نشستهاند. در طول مسیر، بین این آدمها چه میگذرد و هرکدام به چهچیزی فکر میکنند؟ سعاد العامری در کتاب چیزی برای از دستدادن ندارید، جز جانهایتان تلاش میکند تصویری از همین آدمهای معمولی ارائه دهد، از دغدغههایشان، آرزوهایشان و بیمها و امیدهایشان.