کتاب پیش رو مجموعهای از داستانهای کوتاه را به قلم کورتاسار در خود جای داده است. کورتاسار نویسندهی رمان و داستانکوتاه آرژانتینی بود که یک نسل از نویسندگان آمریکای لاتین، از مکزیک تا آرژانتین را تحت تاثیر قرار داد. گابریل گارسیا مارکز دربارهی این نویسنده اینچنین گفته است:
اولین مجموعهی داستانکوتاه کورتاسار را در هتل ارزانقیمتی در شهر بارانکیا خواندم و از همان صفحهی اول فهمیدم دوست دارم وقتی جاافتادهتر شدم، نویسندهای از سنخ او بشوم. پاریس که بودم، یک بار کسی بهم گفت کورتاسار چیزهایش را در کافهی دریانورد پیر، در بلوار سنژرمن، مینویسد. رفتم آنجا و هفتهها به انتظار او نشستم. بالاخره یک روز دیدم مثل روح وارد شد. بلندقدترین آدمی بود که میشد تصور کرد. چهرهای شرور مثل بچههای تخس داشت و پالتوی سیاه بیاندازه بلندی تنش بود که او را شبیه کشیشها کرده بود.
من بعدازظهر آن رو در کافهی دریانورد پیر جرئت نکردم به کورتاسار نزدیک شوم. فقط تماشایش کردم که بیش از یک ساعت نوشت و نوشت، بیآنکه برای فکرکردن دست از نوشتن بردارد. فقط هم یک نصفهلیوان آب معدنی خورد. بعد هوا تاریک شد و او خودنویسش را توی چیبش گذاشت و شبیه به بلندقدترین و استخوانیترین بچهمدرسهای دنیا با دفتر مشق زیر بغل، آنجا را ترک کرد.