نوار غزه کمی بیش از دو درصد کل اراضی فلسطین است اما در اخبار، رسانهها و در یورشهای بیرحمانهی اسرائیل به این ناحیه، مانند قتل عام گستردهای که ژانویهی 2009 روی داد، و بهطور کلی هرجا که نامی از نوار غزه به میان میآید، هیچگاه به این نکتهی ظریف اشاره نمیشود. نوار غزه آنقدر کوچک است که در گذشته هرگز جدای از سایر اراضی فلسطین دیده نمیشد. باریکهی غزه به لحاظ موقعیت جغرافیایی بسیار حیاتی و دریچهی دریایی ورود فلسطین به دیگر نقاط جهان بوده و هست، به همین دلیل سبک زندگی در این شهر بسیار منعطفتر و جهانیتر از دیگر بخشهای کشور رشد کرد. البته سایر جوامعی هم که در عصر جدید در مدیترانهی شرقی گذرگاه کشور خود با سایر بلادند وضعیتی مشابه وضعیت غزه دارند و زندگی در آن شهرها سبک منعطفتری دارد. این منطقه به واسطهی نزدیکی با دریا و برخورداری از مرز دریایی با مصر و لبنان بسیار آباد بود و روزگار بسیار پررونقی را تجربه میکرد تا اینکه اجرای پروژههای پاکسازی نژادی اسرائیل در 1948 روند زندگی را در این شهر مختل کرد و در نهایت به نابودی کشاند.
کتاب پیش رو به این سرزمین کوچک و آنچه در آن جریان دارد، اختصاص یافته است.