کتاب دوراس، مروری بر زندگی و آثار مارگریت دوراس، نوشتهی فردریک لِبلی از زبان فرانسه با ترجمهی افتخار نبوینژاد توسط نشر چام در بازار کتاب ایران منتشر شد.
مارگریت دوراس، با نام کامل مارگریت ژرمن ماری دونادیو، متولد ۱۹۱۴، نویسنده، نمایشنامهنویس، فیلمنامهنویس، مقالهنویس و فیلمساز فرانسوی بود.
برخی از منتقدان ادبی لقب «بانوی داستاننویسی مدرن» را به او دادهاند.
او در طول دوران فعالیت ادبی و هنری خود بیش از نوزده فیلم ساخت و شصت کتاب شامل رمان، داستان کوتاه، نمایشنامه، اقتباس و فیلمنامه نوشت.
او بهجای نام خانوادگی اصلیاش، دونادیو، اسم دوراس، که نام منطقهای بود که پدرش در آنجا مرده بود، را انتخاب کرد، نامی که تا پایان عمر در تمامی آثارش استفاده شد و همگان او را به این نام میشناسند.
دوراس بهخاطر گوناگونی و نوگرایی آثارش، همچنین سنتگریزی و ساختارشکنی که موجب شد خلاقیت و نوآوریهای جدیدی در ادبیات فرانسه از خود بهجای بگذارد یکی از چهرههای برجستهی ادبی نیمهی دوم قرن بیستم به شمار میرود. زبانش، زبانی شاعرانه است و نثرش، ساده و بیآلایش.
کتاب دوراس را از همه لحاظ نخستین زندگینامهی واقعی مارگریت دوراس قلمداد میکنند.
ناشر معتقد است که «خواندن مارگریت دوراس، بدون خواندن و دانستن زندگیاش کار دشواری است، چراکه رمانهای او هرگز به تجربیگرایی صرف محدود نمیشوند، بلکه مسائلی شدیدا شخصی را آشکار میکنند تا جایی که درک آنها بهطور جداگانه دشوار است.»
در بخشی از یادداشت ناشر دراینباره این جملات را میخوانیم: «منبع مهم موضوعات و الهامات او برای نوشتن داستانهایش زندگیاش بود؛ بسیاری از صحنهها و شخصیتهای زندگی دوراس در رمانهای او بازسازی شدهاند، و اغلب از تجربیات زندگی خود، بهویژه دوران کودکیاش در ویتنام، در آنها استفاده کرده است؛ داستانهای شخصیاش را در داستانهای خود گنجانده و حسی از اصالت و عاطفهی عمیق پدید آورده است.
برای دوراس نوشتن دربارهی خود راهی برای پرداختن به موضوعی ممکن در میان بسیاری از موضوعات دیگر است، بااینحال او در تلاش بود ریشههای میل خود به نوشتن را پیدا کند، و میدانست که از عناصر ناهمگون در تجربیاتش سرچشمه گرفته است؛ جنون مادرش، تجربهی او از بیداری تمایلاتش، کودکی دشوار او در آسیای جنوبشرقی استعماری در سرزمینی بیگانه و دستوپازدن در فقر، تجربهی خطرناک او از پیوستنش به جنبش مقاومت فرانسه، اعتیادش به الکل، زندانیشدن دلخراش شوهرش در داخائو، برگشتن به زندگی پس از پنج ماه اغما... بنابراین هر بار برای نوشتن به زندگی شخصی خودش برمیگردد.»