نانا با دم قوس دار و روحیه ماجراجویانهاش، بهترین همدم برای صاحبش، ساتورو است. آنها پنج سالی هست که با هم دوست هستند و اکنون به بودن در کنار یکدیگر خو گرفتهاند. همهچیز خوب پیش میرود تا اینکه آن دو با یک ون نقرهای راهی سفری در جاده میشوند تا چند نفر از دوستان قدیمی ساتورو را ببینند. نانا دلیل و مقصد این سفر را نمیداند، اما همین که وقتش را با ساتورو در ون نقرهای بگذراند، برایش کافی است.
اما هدف از این سفر چیست؟ و چرا همه انقدر به نانا علاقه نشان میدهند؟ نانا سر در نمیآورد و ساتورو نیز حرفی نمیزند. اما وقتی نانا بالاخره میفهمد، قلب کوچکش میشکند…
در طول داستان با گریزهایی به گذشته از زندگی شخصیتهای کتاب سر در میآوریم و خود را با کسانی شبیه به خودمان و انسانهای اطرافمان مواجه میبینیم؛ داستان از زبان گربه روایت میشود و گاه از دید سومشخص دربارهی ساتورو و گذشتهاش میخوانیم.
سرگذشت گربه مسافر، رمانی تاثیرگذار است که مخاطب را با خود همراه میکند و احساسات گوناگون او را لمس میکند.