جود یک فانی است، یک فانی که بعد از کشتهشدن پدر و مادرش اکنون در سرزمین پریان زندگی میکند، میان هیولاهایی که از هر سو احاطهاش کردهاند. مدتهاست که وارث سرزمین پریان مشخص شده، اوک، برادر جود، کسی که دختر برای درامانماندنش تلاش کرده تا از تاج و تخت موجودی پلید یعنی کاردن حفاظت کند و برای اینکه فرصت کودکیکردن را از دست ندهد، همراه با خواهر دوقلویش او را به قلمرو فانی رهسپار کرده است. کاردن دل در گرو جود دارد و هرچند این اوست که بر تخت نشسته اما همهچیز آنطور پیش میرود که دختر میخواهد. تحقیر جود و کارشکنیهای کاردن که با وجود علاقهی قلبیاش به دختر از آنها دست نمیکشد از یک سو کار را برای دختر سخت کرده و از سوی دیگر وجود یک خائن که جان او و خانوادهاش را تهدید میکند، شرایط را پیچیدهتر کرده است. جود چارهای جز قویبودن ندارد، او باید برای حفظ جان خود و خانواده و همچنین تثبیت جایگاهش در سرزمین پریان تمام تلاش خود را به کار ببندد و با احساسات پیچیدهای که گریبانش را گرفته دست و پنجه نرم کند.