برای تسلط بر هر چیزی، ابتدا باید بر خود تسلط پیدا کنید؛ بر احساسات، افکار و اعمالتان.
آیزنهاور میگوید که آزادی واقعاً فرصتی برای تمرین خودانضباطی است. سیسرو فضیلت اعتدال را جلای زندگی نامیده است. بدون خویشتنداری، ما نهتنها در معرض خطر شکست کامل پتانسیل خود و به خطر انداختن دستاوردهای خود قرار میگیریم، قطعاً بدبختی و شرمساری را هم به زندگی خود دعوت میکنیم. در دنیایی پر از وسوسه و افراط، این ایدهی باستانی بیش از هر زمان دیگری ضروری است.
در «قدرت خویشتنداری»، هالیدی از داستانهای شخصیتهای تاریخی استفاده میکند تا ما آنها را همچون ستونهای خودانضباطی الگوی خود کنیم؛ شخصیتهایی چون لو گریگ، ملکه الیزابت دوم، بوکسور فلوید پترسون، مارکوس اورلیوس و نویسنده تونی موریسون، و همچنین داستانهای هشداردهندهی ناپلئون، اسکات فیتزجرالد و بیب روث. هالیدی از طریق این مثالهای جذاب، به خوانندگان میآموزد که انضباط و تعادل خود را حفظ کنند و در برابر خطرات اسراف و لذتگرایی به آنها هشدار میدهد.