بروز انقلاب صنعتی و ظهور شرکتها و سازمانهای بزرگ در غرب و خاور دور و موفقیتهای اقتصادی پیدرپی آنها، مدیران این سازمانها را در مقامی قرار داد که جهانیان به دیدهی الگویی تمام و کمال به آنها بنگرند و علمایی نیز پا به عرصه گذاشتند که با پردازش مدلهایی از رفتار و کردار این مدیران و نشر آنها، دانش مدیریت را برخاسته از مغرب زمین جلوه دادند. بااینحال شهرهترین کتابهای مدیریت غربی و نامآورترین نگارندگان ـ از جمله پیتر دراکر، ناپلئون هیل، کنت بلانچارد، اشتفان کاوی و نامهایی ازایندست که هرکدام به صفتی مانند پدر دانش مدیریت یا سرآمد علم روانشناسی شهرهاند ـ را که از نظر میگذرانی، با تمام حِکَمی که در خود نهفتهاند یا گفتهاند، میبینی حکیمان بزرگ و متأله تاریخ ادبیات ایران، صدها سال پیشاز این در اوج بلاغت و فصاحت، همان نکته را بر سینهی تاریخ حک کردهاند.
ازاینرو کتاب «مدیر باش، رئیس!» تلاش دارد نشان دهد دانش مدیریت ریشه در متون ارجمندی مانند گلستان، اسرارالتوحید، تاریخ بیهقی، فیه ما فیه یا شاهنامه و مثنوی کبیر و بوستان و دیوان خواجه یا صائب و کلیم و بیدل دارد.