امروزه برخلاف گذشته، نظریهپردازان حوزهی منابع انسانى و مدیریت بر این باور نیستند که راهبران بزرگ کسانى با قابلیتها و توانمندىهاى خاص هستند. اینگونه راهبرى به خودىخود و بدون انگیزه و تلاش شکل نمىگیرد، بلکه راهبرى خردمندانه نیروى انسانى نیازمند آموزش مداوم و تلاش پیگیرانه براى درونسازى آموزهها و تبدیل تجربههاى شخصى و گروهى به خرد و حکمت و آنگاه بهکارگیرى خرد پرورشیافته در دنیاى واقعى کسبوکار و تجارت یا هر حرفهی دیگر است.
نویسندهی این کتاب، رابین شارما است که کتاب «راهبى که فرارىاش را فروخت» را نوشته است. در این کتاب شارما، بار دیگر با طرح داستانى پرکشش از دیدار جولیان و پیتر مىگوید و حکمت و خردى را که از فرزانگان شیوانا و حکمت شرق آموخته است در حوزه کوچینگ و مدیریت راهبرانه نیروى انسانى براى دستیابى به شناختى همهجانبه از خود و دیگرانى که با ما و یا براى ما کار مىکنند به دست مىدهد.
در گفتوگو و مراوده جولیان و پیتر خواننده از دیدگاه استاد رحمان، منتور و مربى اصلى جولیان حکمت و خرد هزاران سالهی کوچینگ و مدیریت راهبرانهی خود و دیگران را در قالب آیینورسوم مشخص آموزش مىدهد. در این کتاب خواننده فرا مىگیرد که :
ـــکوچینگ و مدیریت راهبرانه در دنیاى بیرونى از راهبرى زندگى شخصى خود فرد شروع مىشود.
ـــراهبرى شخصى راه و رسمى است که بیشتر مدیران و راهبران از آن غافلاند. درحالىکه مدیران راهبر هر روز آن را تمرین مىکنند، زیرا اساس تمام موفقیتها در کار و زندگى مىباشد.
ـــموفقیت یک فرایند از درون به بیرون است. و اگر هیچگاه یاد نگرفته باشیم خود را راهبرى کنیم، هرگز نمىتوانیم یک سازمان را راهبرى کنیم.
ـــاگر مهارت مدیریت خود را کسب نکنیم، نمىتوانیم دیگران را مدیریت کنیم.
ـــافراد مؤثر، خودشان را پیوسته توانمند مىکنند «زیرا که به درستى دریافتهاند که تمام موفقیتهاى بیرونى از درون آغاز مىشود.»
در این کتاب جولیان پنج قانون اصلى راهبرى شخصى را در بستر قصههاى جذاب به ما آموزش مىدهد.
Éقانون اول: تجدیدقواى شخصى؛
Éقانون دوم: دانش پویا؛
Éقانون سوم: احترام به جسم؛
Éقانون چهارم: سحرخیزى؛
Éقانون پنجم: ذهنیت مرگ آگاهانه؛