درونگرایی دقیقا چیست؟ بستگی دارد از چه کسی بپرسید.
زیگموند فروید درونگرایی را آسیبشناسی کرده و نوعی اختلال روانی دانسته است. او درونگرایی را «رویگرداندن از هوسهای درونی» تعریف کرده است. به عبارتی دیگر، او عقیده داشت که مردم به این دلیل درونگرا هستند که نمیتوانند با واقعیت روبهرو شوند و فکر میکنند که هیچگاه رابطهای سالم نخواهند داشت. خوشبختانه، این نظریهی فروید امروزه دیگر مقبولیت ندارد. از زمان فروید، تعریف درونگرایی تغییر و رشد پیدا کرده است و این تغییرات همچنان ادامه دارد تاجاییکه درونگرایی نوعی مفهوم بیثبات برای شناختن شده است که هرچه بیشتر به آن نگاه میکنیم، شکل آن بیشتر تغییر میکند. محققان همچنان سعی در ارائهی تعریفی دارند که شامل تمام نکات دقیق و ظریف درونگرایی باشد، درحالی که همزمان درونگرایی را از خجالتیبودن، احساسات تحریکپذیر و تعریفهای دیگرِ درونگرایی تفکیک میکنند. دانشمندان علاقهمند به یافتن تعریفی هستند که به تحقیقات تجربی در روانشناسی و آزمایشگاههای ادراکی آنها کمک کند.
این کتاب تلاشی است برای معرفی درونگرایی از زاویهای خاص و متفاوت، اثری مناسب برای درونگرایان که آنها را به پذیرش خود تشویق میکند و نشان میدهد، درونگرایی یک بیماری نیست که نیاز به درمان داشته باشد بلکه تنها عملکردی است در مواجه با دنیای درون و بیرون که بسیاری از افراد بهعلت عدم شناخت درست آن، شاید عجیب قلمدادش کنند.