یک روز صبح فیلیکس از خواب بیدار شد و سطلی بالای سرش احساس کرد که با اتفاقهای ناخوشایند روز، آب آن کم و کمتر میشد. فیلیکس فهمید که برای بهدستآوردن شادی و داشتن سطلی پر از آب، باید با مهربانی کردن به دیگران سطل آنها را پر کند. وقتی به خوشحالکردن دانشآموزان و معلمان مدرسه پرداخت، سطل آنها پر از آب شد و پس از آن سطل خودش هم پر شد و در نتیجه آرامش و شادی بیشتری پیدا کرد. داستان فیلیکس و سطلهای مهربانی به یادمان میآورد که دستیابی به شادی و سعادتمندی از راه قسمتکردن شادمانی میان مردم دنیا ممکن خواهد بود.
«سطل مهربانی» اقتباسی کودکانه است از کتابِ «سطل تو چقدر پر است؟». هرکدام از ما یک سطل نامرئی داریم که موقع خوشحالی ما پر است و موقع ناراحتی خالی. ولی هنوز خیلی از بچهها و آدمبزرگها به اهمیت سطلشان در زندگی پی نبردهاند.
دربارهی نویسندگان:
تام راث (Tom Rath) یکی از تاثیرگذارترین نویسندگان عصر خود است؛ او مدیرعامل موسسهی ویاچال (VHL)، سازمان مبارزه با سرطان است. تام هماکنون مدرس افتخاری دانشگاههای پنسیلوانیا و میشیگان است که مدرک تحصیلی خود را از آنجا گرفته.
ماری رکمایر (Mary Reckmeyer) مدیر اجرایی موسسهی دونالد اُ. کلیفتون (Donald O. Clifton ) است، او بیش از 25 سال برای توسعهی این موسسه که در زمینهی رشد کودک فعالیت دارد، کار میکند. او میکوشد تا کودکان بتوانند زندگی بهتری داشته باشند. ماری قبلا معلم پیشدبستانی و ابتدایی بوده، رشتهی تحصیلیاش علوم تربیتی است و عمده تحقیقاتش در زمینهی رشد جوانان و برنامههای تحصیلی است.
خوانندگان میگویند :
من و فرزندانم با خواندن این کتاب خیلی خوشحال شدیم. این کتاب به فرزندانم کمک کرد تا کارهایی را که معمولا دوست ندارند انجام دهند (مانند زنگ زدن به پدربزرگ و مادربزرگ، بازیکردن با خواهر کوچکتر و مرتبکردن وسایل و اسباببازیها)، با اشتیاق انجام دهند.