وغوغ ساهاب هدایت، کمی با کارهای قبلیاش متفاوت است. یعنی در این اثر که بهصورت نثر و هم نظم به رشتهی تحریر درآمده، یکسری از طنزهای انتقادی چه بهصورت اجتماعی و چه بهصورت فرهنگی با زبان عامیانه بیان میشوند که نشان از دل پردرد هدایت دارد، ولی این انتقاد بهقدری زیبا و سلیس بیان میگردد که خواننده را به عمق مشکل بیانشده میبرد و او را به فکرکردن وا میدارد.
وغوغ ساهاب بهصورت مجموعهای از «قضیه»ها نوشته شده است که هر قضیه به موضوع خاصی میپردازد. بعضی از این قضیهها به قلم صادق هدایت و برخی به قلم مسعود فرزاد است. موضوع این «قضیه»ها متنوّع است و از مسخرهکردن ادبای کهنهپرست و پولپرستی یهودیان گرفته تا عقاید فروید و سینماهای خیابان لالهزار را شامل میشود. کتاب سرشار از غلطهای عمدی املایی است و مثلا در مواردی «قضیه» را بهشکل «غزیه» و «مثلا» را بهشکل «مثلن» مینویسد.
وغوغ صاحاب یا وغوغ ساهاب، نام یک اسباببازی کوچک متداول در عصر قاجاریه بود. این اسباببازی شامل یک صفحهی رویی و یک طبق پایهدار در زیر آن بود. معمولا فردی به نام وغوغ صاحابی، این اسباببازی را به داخل محلهها میآورد. وی اقدام به حرکتدادن صفحهی روئی این اسباببازی مینمود، و با این کار، صدایی از آن خارج میشد که باعث خوشایند اطرافیان و بهویژه کودکان میگردید. ضمنا وغوغ صاحابی، معمولا در داخل طبق پایهدار خود، بعضی تنقلات شیرین و خوشمزه مثل خروس قندی و کامفت (که نوعی آبنبات بود)، داشت که قیمت آنها بسیار ناچیز و مشتریان آنها بیشتر کودکان بودند.