در این مجموعه سیزده داستان چخوف با ترجمهی روان بانو سیمین دانشور آمده که همه از مهمترین داستانهای کوتاه این نویسندهی بزرگ روس است.
داستان کوتاه دشمنان به بیان یکی از معضلات بزرگ جامعهی آن زمان روسیه اختصاص یافته است: خدعهی زنان و مردان نسبت به یکدیگر؛ چخوف بهعنوان فردی که این رواج نامیمون را در جامعه دیده است با طرح داستانهای خود چون سدی در برابر این پدیدهی شوم اجتماعی مقاومت میکند؛ چخوف بهخوبی آگاه است که خانواده بهعنوان کوچکترین عنصر جامعه، تعیینکنندهی رفتارهای اجتماعی افراد است و زوال آن مصادف است با زوال رفتارهای ناب اجتماعی؛ به همین دلیل با پشتوانهی ادبیات به نقد آن میپردازد اگر طنز را بالاترین درجهی نقد اجتماعی بدانیم، باید چخوف را بزرگترین نقاد جامعهی روبهزوال روسیهی گذشته به شمار آورد؛ زبان چخوف در بیان نقدهایش زبانی صادقانه و خالی از پیچیدگی است. او هیچگاه مسائل معمولی زندگی را پیچیده جلوه نمیدهد، بلکه با صداقتی دوستداشتنی آن را در آیینهی تمامنمای داستانهایش منعکس میکند.
آنتون پاولوویچ چِخوف (۲۹ژانویهی۱۸۶۰ - ۱۵ژوئیهی۱۹۰۴) داستاننویس و نمایشنامهنویس برجستهی روس است. هرچند چخوف زندگی کوتاهی داشت و همین زندگی کوتاه همراه با بیماری بود اما بیش از ۷۰۰ اثر ادبی آفرید. او را مهمترین داستانکوتاهنویس برمیشمارند و در زمینهی نمایشنامهنویسی نیز آثار برجستهای از خود به جا گذاشته است. چخوف در چهلوچهارسالگی بر اثر ابتلا به بیماری سل درگذشت.