«خفقان و شکنجه مربوط به خود آدمهاست، ما قبول کردهایم که خفقان داشته باشیم، قبول کردهایم که شکنجهمان بکنند، به همین دلیل خفقان و شکنجه داریم. این دیگران نیستند که ما را شکنجه میکنند. همین که پذیرفتیم کابل بزنند، کابل را زدهاند. ما خود شکنجهگران خود هستیم.»
چاه به چاه، یکی از رمانهای نهچندان معروف رضا براهنی است که پیش از این در سال 54 خورشیدی در مجلات فارسیزبان به چاپ رسیده بود. کتاب شرح روایت حمید، یکی از مسئولین سپاه دانش و زندانی کنونی سازمان امنیت از زبان خودش است. او که تپانچهای قدیمی مربوط به زمان میرزا کوچکخان داشته، از سر نیاز و ناچاری تفنگ را میفروشد، با این تفنگ تروری صورت میگیرد و حمید گرفتار ساواک میشود و او را تحت بازجویی و شکنجه میبینیم. مرد در زندان با دکتری مخالف رژیم شاهنشاهی همصحبت میشود و در این گفتوگو است که جملاتی جالب توجه از زبان دکتر به مخاطب منتقل میشود.
برای علاقهمندان به آثار براهنی، این کتاب حکم قطعهی پازلی برای درک و ارتباط عمیق با دیگر آثار نویسنده دارد. با خواندن بخشهایی که در اتاق تمشیت و به شکنجه میگذرد، زندانهای ساواک در ذهن تداعی میشود.