شب آخر روایت یک شب از زندگی مردی است که در استیصالی جنونآمیز تصمیم میگیرد به زندگی خود پایان دهد. او در خیابانها پرسه میزند، با آدمهای مختلف روبهرو میشود و در هجوم خاطرات و تردیدها و امیدهایی گذرا، به مرور کردن زندگیاش میپردازد. بوو در این داستان بلند که آثار داستایفسکی را به ذهن خواننده میآورد، روایتی از جهان درونی شخصیت اصلی میآفریند، روایتی روانشناختی که حادثههای بیرونی را به پسزمینه میراند. این رمان کوتاه، که از آثار شاخص امانوئل بوو به شمار میآید، نمونهای از توانایی او در ترسیم جهان درونی انسانهای تنها و فراموششده است.
امانوئل بُوو از نویسندگان قدرنادیدهی ادبیات مدرن است. بُوو با نثری موجز و بیتکلف به اعماق روان شخصیتهای تنهایی نقب میزند که برای برقراری ارتباط با پیرامون خود در تقلایی نافرجاماند. زندگیِ خودش دستکمی از رمان نداشت و دغدغههایش در زندگی دونیمشدهی او میان فقر و ثروت ریشه دارد. با انتشار چند رمان کوتاه تحسین ژید، کولِت، بکت و ریلکه را در زمان حیاتش برانگیخت، ولی پس از مرگ از یادها رفت. بعدها پتر هاندکه اَرمان و آثار دیگری را از او به آلمانی برگرداند.