«شما با سم تماس گرفتهاید» نخستین رمان داستین تائو است؛ داستانی در ژانر فانتزی و رمانتیک که در مرکز آن سوگ، فقدان و دشواری ادامه دادن زندگی پس از مرگ یک عزیز قرار دارد.
جولی پس از مرگ ناگهانی دوستپسرش، سم، نمیتواند با واقعیت نبودن او کنار بیاید. رابطهی آنها از کودکی شکل گرفته و سم برای جولی تنها یک دوستپسر نبوده، بلکه بخش مهمی از زندگی و آیندهای بوده که او برای خودش تصور میکرده است. جولی که تحمل مواجهه با خاطرات و آدمهای مرتبط با سم را ندارد، تصمیم میگیرد شهر را ترک کند و گذشته را پشت سر بگذارد.
اما پیش از رفتن، در لحظهای از دلتنگی، شماره تلفن سم را میگیرد؛ شمارهای که هنوز در گوشیاش ذخیره دارد. اتفاقی غیرمنتظره رخ میدهد: سم پاسخ میدهد.
تماسهای جولی و سم ادامه پیدا میکند، اما این ارتباط برخلاف یک گفتوگوی معمولی است؛ سم مرده است و جولی نمیداند این تماسها چگونه ممکن شدهاند یا تا چه زمانی ادامه خواهند داشت. هر تماس فرصتی برای صحبت کردن، یادآوری گذشته و گفتن حرفهایی است که در زمان حیات سم ناگفته ماندهاند.
تائو از این ایدهی فانتزی برای پرداختن به تجربهی سوگ استفاده میکند. جولی در طول داستان باید میان میل به نگه داشتن سم و پذیرفتن نبودن او تعادل پیدا کند و بهتدریج با این پرسش روبهرو شود که عشق به کسی که از دست رفته، چگونه میتواند بدون متوقف کردن زندگی ادامه پیدا کند؟
«شما با سم تماس گرفتهاید» داستانی دربارهی عشق، فقدان، خاطره، سوگ و رها کردن است؛ روایتی که عنصر فراطبیعی را در خدمت تجربهای انسانی قرار میدهد و مسیر جولی را برای پذیرفتن مرگ سم و پیدا کردن راهی برای ادامهی زندگی دنبال میکند.