واقعنگری آخرین میراث هانس رُزلینگ، استاد برجستهی سوئدی در حیطهی سلامت عمومی، است. کتاب چند ماه پس از درگذشت رزلینگ به کوشش دو همکار سختکوش او، پسر و عروسش، منتشر شد. رزلینگ در مقدمهی این کتاب جسورانه، نخست نشان میدهد که ما آدمیان در فهم اوضاع جهان تا چه اندازه خطا میکنیم. او ابتدا مخاطب را به چالش شرکت در آزمونی برای سنجش میزان شناخت او از جهان دعوت میکند. آزمونی که چهبسا ما هم مثل اکثر مردم از آن نمرهی قبولی به دست نیاوریم. رزلینگ، شگفتزده از نتایج ضعیف مردم در پیمایشهایش، ابتدا چاره را در انتقال اطلاعات و دادهها به مردم میبیند، شروع میکند به سخنرانیهای جذاب در اقصانقاط دنیا، و با مخاطبانش از بهبودهای قابلتوجه در کیفیت زندگی انسانهای کرهی زمین طی دهههای اخیر سخن میگوید. اما دیری نمیپاید که درمییابد این هم راهحل نهایی نیست. تصور نادرست ما از جهان عمیقتر از این حرفهاست. این کتاب دربارهی ریشههای بدفهمی نوع انسان نوشته شده است، غرایزی که میلیونها سال به کار نیاکان ما میآمدند، اما حالا بسیاری از آنها بیش از آنکه یار شاطر باشند بار خاطرند و ما را به کجراههی بدفهمی درمیاندازند. رزلینگ دربارهی تصور نادرست نوع انسان سخن میگوید، چیزی که تختهبند زمان و مکان نیست. سوئدی و امریکایی و ایرانی نمیشناسد. اما واقعنگری برای ایرانِ امروز ما حرفهای شنیدنی و ویژهای دارد. گویی بخشی از رنجی که میبریم برآمده از ناهشیاری ما در قبال این غرایز کهن است.