این کتاب همانگونه که نویسندهی آن معترف است بیش از هرچیز از دایانه کالینسون در اثر معروفش پنجاه فیلسوف بزرگ (۱۹۸۷)، الگو گرفته است. هرچند تفاوتهایی این اثر را متمایز میکند؛ کالینسون باید فیلسوفانی را در کل تاریخ فلسفه گزینش میکرد که برای عامهی مردم نیز شناخته شده میبودند؛ کسانی چون افلاطون و هابز یا سارتر اما انتخاب جان لچت محدود به فیلسوفان معاصری بود که گاه هنوز در مسیر اشتهار قرار داشتند. همچنین این پرسش تکراری دربارهی مجموعهی پنجاه متفکر کلیدی حتی بیش از دیگر آثار مشابه مطرح میشد که آیا اجماعی بر سر این گزینش از متفکران و فیلسوفان که گاه در زمان نگارش اثر در قید حیاتند - وجود دارد؟ یعنی مهمترین فیلسوفان معاصر در این فهرست جای دارند یا میتوان به اسامی دیگری نیز اندیشید؟ همین چالش سبب جایگزینشدن نامهایی چون آگامبن، بدیو، برگسون، باتلر، راوی، هایدگر، هوسرل، ماتورانا، ویریلیو و ژیژک در ویراست دوم کتاب بوده است. از نظر نویسنده مبنای کار او حتی در انتخاب آثار آگاهیبخش و آموزنده بوده است.
لچت برای فهم اندیشههای معاصر پنجاه متفکر برگزیده کلیدی را در ده گروه جای داده است: ساختارگرایی اولیه، پدیدارشناسی، ساختارگرایی، اندیشههای پساساختارگرا، نشانهشناسی، فمینیسم نسل دوم، پسامارکسیسم، مدرنیته، پسامدرنیته و سرانجام اندیشه های الهام گرفته از حیات گرایی. او امیدوار است این تقسیمبندی کمک کند خوانندگان جهتگیری فکری متفکران و نیز معنا و مفهوم کلی این مجموعه را دریابند.