کارولینای شمالی، 2018: زندگی مورگان کریستوفر از مسیر اصلی خارج شده است. او با پذیرش جرمی که مرتکب نشده، باید سه سال از عمرش را در مرکز بازپروری زنان کارولینای شمالی سپری کند. بهاینترتیب، رویای بهراهانداختن کسبوکار هنری برای او به تعویق میافتد…تااینکه ملاقاتکنندهی مرموزی پیشنهادی برای آزادی فوری به او میدهد. ماموریتش مرمت نقاشی دیواری قدیمی ادارهی پست در شهری جنوبی و بیجنبوجوش است. آنچه او زیر لایههایی از دوده مییابد، اثری است که داستان جنون، خشونت و دسیسهی رازهای آن شهر کوچک را روایت میکند.
کارولینای شمالی، 1940: آنا دیل، هنرمندی اهل نیوجرسی، برندهی رقابتی کشوری میشود تا برای ادارهی پست ادنتون در کارولینای شمالی یک نقاشی دیواری بکشد. او که در دنیا کسی را ندارد و بهشدت در جستوجوی کار است، این فرصت را میپذیرد اما برخلاف انتظارش، خود را غرق در شهری پر از تعصبات عمیق مییابد، جایی که مردم رازهایی را پشت درهای بسته پنهان میکنند و بهای متفاوتبودن ممکن است قتل باشد.
چه بلایی بر سر آنا دیل آمد؟ آیا سرنخهایش در آن نقاشی دیواری فرسوده پنهان است؟ آیا مورگان میتواند بر پلیدیهای وجودش غلبه کند تا آنچه زیر لایههایی از دروغ مدفون است، کشف کند؟