«اون گربه رو بده به من،زوئی»
«نه!» سیزده را سفتتر توی بغلم گرفتم.
«هیچوقت نمیذارم دست تو بیفته»
قبل از اینکه بفهمم چه اتفاقی دارد میافتد، خانم دوپری جلویم ظاهر شد و دستش را دراز کرد تا گربهی وحشتزده را بگیرد.
درست وقتی ناخنهای درازش توی گردن سیزده فرو رفت، جاخالی دادم و طوری دویدم که تابهحال در عمرم ندویده بودم.
مری داونینگهان، نویسندهی این کتاب، قبل از نویسندگی، کتابدار بوده است. داستانهای تحسینشدهی او اغلب دربارهی ارواح است. او تاکنون برندهی بیش از پنجاه جایزهی ایالتی در زمینهی کتابهای کودک و نوجوان است. مری با گربهاش نیکسی، در ایالت مریلند، شهر کلمبیا زندگی میکند .
کارشناسان میگویند:
بوکلیست: متخصص ژانر وحشت، خانم مری داونینگ هان، داستان نفسگیر دیگری را برای خوانندگان جوان احضار میکند که تعادل خوبی بین ترس و وحشت دارد.
خوانندگان میگویند:
گربهها، جادو و جادوگر. این کتاب ترکیب بینظیریست از پیچش و چرخش داستانی، داستانی لذتبخش برای پیر و جوان. کتاب بینظیری که میتوان با کودکان در میان گذاشت و دربارهی آن بحث کرد. تازه اینجا پنج تا پیشی هم هست.
من همیشه کتابهای این نویسنده را تحسین میکردم، خیلی خوشحالم که دوباره کتابی نوشته است. قلم او بینقص و سرشار از جزئیات است.
نوهی دوازدهسالهی من گفت واقعا از این کتاب خوشش آمده و دوست دارد از این نویسنده بیشتر بخواند.