انتقال فنّاوری کتاب بسیار مهمی است دربارهی صنعتیشدنِ کشورهای درحال توسعه یا جهان سوم که توسط محقق برجسته، کاووس مُحَنّک، نوشته شده و نخستینبار در سال ۱۹۸۶ منتشر شد. کاووس مُحَنَّک چندگاهی در مؤسسهی مطالعات خاورمیانه در ژاپن و مرکز اطلاعرسانی دانشگاه بینالمللی ژاپن به تحصیل اشتغال داشت. مدتی نیز در بخش پژوهش یکی از مؤسسات ژاپنی به تحقیق دربارهی انتقال صنعت و فناوری مشغول بود. در زمینهی جامعهشناسی و سیاستِ علم و فناوری در کشورهای درحال توسعه، بهویژه کشورهای اسلامی درحال توسعه، به پژوهش میپردازد. این کتاب حاصل یکی از پژوهشهای محنّک است که برای مؤسسهی خاورمیانه انجام داده است.
از نظر او انتقال فناوری به کندن درخت از جایی و کاشتن آن در جای دیگری میماند. همانگونه که کندن و کاشتن درخت به بررسی خاک، آبوهوا و زمینی که درخت را در آن بکارند نیاز دارد، انتقال فناوری نیز به بررسیهای کافی قبلی دربارهی جامعهای که فناوری تازه قرار است به آنجا انتقال یابد، محتاج است. اگر در فناوری مشکلاتی هست که احتمال میرود در جامعهای که فناوری به آنجا انتقال مییابد مسائلی ایجاد کند، خود آن فناوری باید جرح و تعدیل شود و با جامعه سازگار گردد. متأسفانه در گذشته انتقال فناوری به این صورت انجام نگرفته است و به محیط اجتماعی، سنتها، تاریخ و دیگر جنبههای کشورها کمتر توجه شده یا توجه نشده است. در نتیجه، انتقال بیمبالات فناوری غالبا در بخشهای مختلف جهان مشکلات گوناگون و مصائبی به بار آورده است. اکنون صنعتیشدن به انتقال فناوری عمیقا وابسته است. با ورود نظام جدید فناوری به کشورها، صنعتیشدن به معنایی علت فروریختن جامعهی سنتی و تجدید سازمان آن است. صنعتیشدن قربانی لازم دارد. اما جامعهی برخوردار از نعمت و فراوانی، که مردم در آن احساس نیکبختی کنند، براساس تولید انبوه ایجادشده که همواره با صنعتیشدن همراه است. با درنظرگرفتن مردم جهان سوم که همواره از کمبود کالاها در زحمتاند، صنعتیشدن برای بهبود سطح زندگی مردم در کشورهای درحال توسعه اجتنابناپذیر است. اما در سیر صنعتیشدن باید شمار قربانیان را کاهش داد. برنامهریزان صنعتیشدن باید این نکات را مدنظر داشته باشند.