داستایفسکی در سیبری از هگل میخواند و میگرید یک جلد از مجموعهی استخوانهای روح است. این مجموعه دفترهاییست در باب فلسفه و نظریهی مدرن. استخوانهای روح سر آن دارد تا بازنمایی تحلیلی و دقیقی از جریانها و جنبشهای فلسفی و نظری معاصر بهدست دهد.
فولدنی در «داستایفسکی در سیبری از هگل میخواند و میگرید» با درک اهمیت نوشتار زیبا از طریق همدلی، تخیل، شیفتگی و حساسیت شدید به عدالت، طیف گستردهای از موضوعات را پوشش میدهد؛ از مراقبهی وحدت متافیزیکی گروهی مجسمهساز گرفته تا تحلیل ترس بهعنوان پنجرهای به رابطهی ما با زمان.
میدانیم تاریخ را پیروزان مینویسند. اما شکستخوردگان قربانی تاریخ نیستند. بدتر از شکستخوردن، لایق شکست دانستهنشدن است. قربانیان واقعی تاریخ کسانی هستند که ما حتی از وجودشان بیخبریم. «داستایوفسکی در سیبری هگل میخواند و میگرید» با توصیف تبعید داستایوفسکی در سیبری مسیرش را آغاز میکند، فولدنی در این مقالهی زیبا و پر از قدرت و تکاندهنده توجه خود را به نقطهی کور تاریخ معطوف میکند. تأملات او مانند یک تفسیر انتقادی دربارهی زمان حال است.
آثار لازلو فولدنی، در سنت دیرینهی نقد فکری و فرهنگی عمومی، با نوشتههای مونتن، والتر بنجامین و توماس مان طنینانداز میشود. در این مجموعه مقالات جدید، فولدنی پیامدهای مستمر فروپاشی دین را مورد بررسی قرار میدهد.
او بررسی میکند که چگونه سنتهای روشنگری نتوانستهاند جایگزین عناصر اساسی اسطورههای مذهبی در دوران قدیم بشوند - نه کمال متافیزیکی و نه هدف آرامشبخش اسطورهها احضار نشدهاند.
نویسندهی این کتاب زادهی 19 آوریل 1952 منتقد، مقالهنویس و نظریهپرداز هنر مجارستانی است. او در بوداپست زندگی میکند و در آنجا استاد تئوری هنر در دانشگاه تئاتر، فیلم و تلویزیون است. او از سال 2009 عضو آکادمی زبان و ادبیات آلمان است. فولدنی با انتشار بیش از 15 کتاب، نویسندهای پرکار است. بااینحال، تنها سه مجموعه از مقالات او به زبان انگلیسی ترجمه و منتشر شده است.