رمان پنج دیو و یک امشاسپند، ماجرای پسر نوجوان نقاشی به اسم بهمن است که درگیر ماجرای سرقت آثار نقاشی قدیمی ایرانی میشود.
قصه از جایی شروع میشود که زنوشوهری که از اساتید باستانشناسی هستند و قصد سفر به جیرفت برای تحقیقات باستانشناسی جدیدشان را دارند، توسط رانندهای که قرار است آنها را به فرودگاه برساند ربوده میشوند.
از طرفی بهمن، پسر نوجوانی که عاشق ادبیات و تاریخ کهن ایران است و در هنرستان، نقاشی میخواند چندین سال است نزد مرد مرموزی به یادگیری کپی آثار نقاشی قدیمی ایرانی میپردازد. بعد از اینکه سال گذشته ریمن، همان مرد مرموز، در یک حادثه کشته شد، بهمن قصد دارد خودش با کپی آثار نقاشی قدیمی و فروش آنها به مجموعهداران پولی برای خود و خانوادهاش دستوپا کند. در همین گیرودار است که ناخواسته وارد باند سرقت آثار نقاشی قدیمی ایرانی میشود و دوستان و دشمنانی پیدا میکند. اکنون بهمن باید بزرگترین تصمیم زندگی خود را بگیرد. یا باید با آنها همکاری کند و یا اینکه عقلش را به کار بیندازد و کاری کند که به نفعش تمام شود.
اگر عاشق هیجان هستید، این کتاب شما را با خود تا انتها خواهد کشاند. کتابی که با خواندنش حقایقی عجیب برملا میشود. شما با خواندن این کتاب با بهمن همراه خواهید شد. با آن اشعار فردوسی را خواهید خواند و به جستوجوی آثار نقاشی خواهید پرداخت. بهغیر از بهمن، آدمهای عجیبوغریب دیگری هم در این کتاب حضور دارند که در هر قسمت از قصه شما را شوکه خواهند کرد؛ خانم توسی، پیرزن عجیبوغریبی که انگار از آینده خبر دارد. مهرداد، مرد خوشتیپی که بهمن را یاد داستانهای هزارویکشب میاندازد. داریوش، مرد مرموز سیاهپوشی که سرنوشت شومی انتظارش را میکشد. صورتزخمی، مرد بدریخت با چشمان از حدقه بیرونزده و زخم عجیب روی صورتش که همهجا مثل سایه دنبال بهمن است و.... .