آشنایی با علوم عصبشناسی، حقایقی دربارهی مغز، چرا مغز ما علاقهمند به تغییرات سازمانی نیست؟، بهنمایشگذاشتن بهترین عملکرد خود در فرآیند تحول، مغز اجتماعی ما: نقش رهبران و مدیران، مدیریت هیجانات در فرایند تحول، تصمیمگیری و سوگیری، ارتباطات، مشارکت و داستانپردازی، برنامهریزی برای تحول با درنظرگرفتن عملکرد مغز، تغییر رفتار، برنامهریزی روز کاری برای بیشینهسازی بهرهوری و بهکارگیری علوم عصبشناسی در سازمانها فصلهای این کتاب را تشکیل میدهند.
در مقدمهی کتاب با اشاره به اینکه برای ایجاد تحول، نظریهها، روشها، رویکردها و مدلهای متنوعی در ادبیات موضوع ارائه شده و علوم عصبشناسی یکی از این روشها است، نوشته شده است: هیلاری اسکارلت در کتابی که با عنوان «کاربرد علوم عصبشناسی در مدیریت تحول سازمانی»، تدوین و ویرایش دوم آن را در سال ۲۰۱۹ میلادی منتشر کرده، به بررسی کاربرهای عملی علوم عصبشناسی در فرآیند ایجاد تحول سازمانی پرداخته که ترجمهی آن، در کتاب حاضر ارائه شده است. در این کتاب، ابتدا معرفی اجمالی و بسیار سادهای از علم عصبشناسی ارائه شده است و خوانندگانی که آشنایی قبلی با علم مذکور را ندارند، بهراحتی میتوانند آشنایی اولیهای با مفاهیم مقدماتی آن پیدا کنند، سپس با اتکابر یافتههای علوم عصبشناسی، نکات کاربردیای را برای برنامهریزی و ایجاد تحول در سازمانها داشته باشند.
یکی از ویژگیهای مهم این کتاب این است که به جای تمرکز بر جزئیات علم عصبشناسی، با زبانی ساده به بیان کاربردهای عملی آن در مدیریت تحول سازمانی پرداخته است و این ویژگی، امکان استفاده از محتوای آن توسط مدیران و برنامهریزان تحول سازمانی را بیش از پیش فراهم کرده است.