بازار یا دولت؟ دولت تا چه اندازه باید در بازار دخالت کند؟ اگر اقتصاد گرفتار رکود شود تکلیف دولت چیست؟ از صد سال قبل که کینز و هایک دوئل اقتصادیشان را بر سر این پرسش آغاز کردند و نوادگانشان نیز هنوز مشغول مباحثه هستند، این پرسشها بین سیاستگذاران اقتصادی اختلاف انداخته است. رکود بزرگ دورهی 1930 و بحران مالی 2008 هم دو آزمون تاریخی مهم برای آنها بوده است.
کینزی باشید یا هایکی، فرقی نمیکند، این کتاب حاوی نکات تاریخی و تجربی مهمی از یک قرن مباحثهی اقتصادی است. هر صفحهی کتاب گیرایی خاصی دارد و ذهن هر خوانندهای را مشغول میسازد.
در ابتدای کتاب میخوانیم:
بزرگترین مباحثهی تاریخ علم اقتصاد با درخواستی ساده برای یک کتاب شروع شد. در هفتههای اول سال 1927 فردریش هایک، اقتصاددان جوان به جان مینارد کینز در کینگز کالج کمبریج در انگلیس نامهای نوشت و خواهان کتابی اقتصادی شد که پنجاه سال قبل فرانسیس ایسیدرو اجورث با عنوانی عجیب و غریب نوشته بود: روحیات ریاضی! کینز یک خط روی کارت پستال ساده نوشت: «متأسفم که باید بگویم روحیات ریاضی را در کتابخانهام ندارم.» چرا هایک، اقتصاددانی ناشناخته و کمتجربه، به کینز که شاید در آن زمان مشهورترین اقتصاددان جهان بود نامه نوشت؟ برای کینز درخواست هایک فقط یکی دیگر از نامههای صندوق پستی شلوغش بود. اعجوبهی اقتصاد کمبریج هیچ سندی از درخواست هایک را نگه نداشت گرچه کاملا ملتفت نقشی بود که از رهگذر رویکرد جسورانهاش به مطالعهی اقتصادی سیاسی برای اخلافش ایفا میکرد و همین سبب شده بود هر یادداشت ناخوانا یا هر نامهی قدیمی را نگه دارد. مقالات او که پس از مرگش انتشار یافت، حتی وقتی ویرایش شد، سیزده جلد کامل بود. در همین حال، هایک که آن زمان علیالظاهر بهطور کامل از اهمیت درخواستش آگاه بود، پاسخ سادهی کینز را نگه داشت و آن را برای شصتوپنج سال بعد چونان یک یادگاری شخصی و غنیمت حرفهای حفظ کرد.