سیزدهمین رئیس نمایشنامهای است که در آخرین سالهای دههی ۱۹۷۰ شهرتی فراوان برای آفرینندهی خود بههمراه آورد و نام او را در تئاترهای شوروی بر سر زبانها انداخت.
آزات آبدولین، که به سال ۱۹۳۱ در روستایی از جمهوری خودمختار باشقیرستان شوروی به دنیا آمده و از پژوهشگاه ادبیات جهان ماکسیم گورکی در مسکو فارغالتحصیل شده بود، در این نمایشنامه ماجرایی حساس و حاد را مطرح میکند که هرچند گویی در کالخوزی در همان باشقیرستان دور از مرکز اتفاق میافتد، در ذهن مخاطب بهسادگی به تمام روستاها و کالخوزهای شوروی و حتی به عرصههای غیرروستایی و غیرکشاورزی آن مملکت نیز تعمیم مییابد.
بخش قابلتوجهی از محبوبیت این نمایشنامه در همین خاصیت تعمیمپذیری آن است. گره و کشمکش اصلی نمایشنامه از یک مسئلهی قضایی در کالخوزی در باشقیرستان شوروی بسیار فراتر میرود و در لایهای عمیقتر به تعارضهایی میرسد که بارها در آثار ادبی و هنری مختلف شاهدشان بودهایم: تعارض حق طبیعی و حق موضوعه.
مترجم در مقدمه مینویسد: «سالها پیش، بی هیچ تردیدی به برائت ساگادیف رأی میدادم، ولی امروز احساس میکنم ماجرا به این سادگی نیست و دستکم با آن قاطعیت پیشین نمیتوانم چنین حکمی صادر کنم. تا نظر خوانندگان چه باشد.»