کتاب دربارهی ارتباطات، در ابتدا به توضیح دایرهی ارتباطات انسان در 5 الگو که شامل (ارتباط انسان با خدا، ارتباط انسان با خود، ارتباط انسان با جهان هستی و طبیعت، ارتباط انسان با سایرین، ارتباط با اشیا و لوازم) است، میپردازد و سپس جایگاه هرکدام را در ادبیات و شعر فارسی به نمایش میگذارد. انتهای کتاب هم اشارهای به ارتباطات متعالی، عالیترین نوع ارتباطات و ارتباطات از دیدگاه قرآن در قالب شعر و ادبیات دارد.
واژهی ارتباطات از لغت ربط یا همگرایی است؛ و ربط اساس و جوهر جهان هستی است. همهی اجزای جهان هستی با یکدیگر در ارتباط هستند؛ بنابراین بدون ربط و ارتباطات و همگرایی، جهان هستی وجود ندارد. مجهولات و معلومات دربارهی جهان هستی نیز با شناخت ارتباطات سروکار دارد. سلولهای ویژهی مغز انسان ۸۶ میلیارد تخمین زده شده است که یک شبکهی ارتباطی را تشکیل میدهند. پدیدهی ارتباط فلسفهی اول است.
ارتباط انسان با خدا از طریق عبادت و طرق مختلف آن و ارتباط انسان با خود از طریق نفس صورت میگیرد. ارتباط انسان با جهان هستی نوع آمیزش او را با طبیعت بیان میکند و ارتباط انسان با همنوع خود از طریق ارتباطات چهرهبهچهره و میانفردی و گروهی و جمعی اعمال میشود و ارتباط انسان با وسایل و ابزار و اشیا و فناوریها از طریق استفاده و یا پرستش و حتی ستایش آنها بروز میکند. هر نوع فناوری، از آغاز تمدن تا امروز، هم میتواند وسیله باشد و هم هدف. گرایش و توقف انسان به هریک از این ابعاد پنجگانه در زمان و مکان، کیفیت و کمیت ارتباطاتی را نمایان میسازد و بیانگر فرهنگ و نوع زندگی او است. و این خود لزوم امتناع از خود باختن در برابر رفتارهای نغز و شیرین را مطرح میکند.
ارتباطات جریان انتقال پیام نیست، بلکه جریان درک پیام است. حیات و زندگی بدون ارتباطات وجود ندارد.
این کتاب برای پژوهشگران سه حوزهی ادبیات فارسی، عرفان و علوم اجتماعی سودمند است.