نمایش یک یادگیری « فرایند محور» است. این هنر فراگیری را وارد قلمرو شخصی فرد میکند. کودکان باید اطلاعاتی را که بهدست آوردهاند سازمان بدهند، دریافتهایشان را تفسیر کنند و از تخیل و تجربهشان در بازگوکردن و عرضهی این مصالح در قالب نمایش بهرهبرداری نمایند. افزونبراین، پرداختن به موقعیتها و مسایل تخیلی در واقع کوششی است در توانمندکردن کودکان در گسترش «اکنون» به منظور بهبود آیندهشان.
نمایش در توسعهی مهارتهای برقراری ارتباط بسیار سودمند است. کودکان هنگامی که به منظور یافتن چشماندازی نو در موقعیتی متصور با چالش روبهرو میگردند برانگیخته و فعال میشوند و در نتیجه تجربه و یادگیریشان را در قالب هنر/نمایش ابراز میکنند. نمایش از کودکان میخواهد پاسخها و واکنشهایشان را با دیگر شرکتکنندگان در نمایش بازی هماهنگ سازند و تواناییشان را در ارتباط کلامی و غیر کلامی بالا ببرند. مربی باید در نمایش موقعیتی را طراحی و فراهم کند که کودکان علاقهمند شوند بیندیشند و زبان را به روشهای گوناگون به کار بگیرند.
کتاب « نقش بازیهای نمایشی در آموزش و پرورش در سالهای شکلگیری شخصیت کودکان و نوجوانان» با همکاری گروهی از کارشناسان نوشته شده است.
این کتاب بهطور مشخص ویژهی مربیان/آموزگاران جهت استفاده از بازی/نمایش در تدریس دروس گنجانده شده و در برنامهی تحصیلی دورههای پیشدبستانی و دبستان از 3 تا 13سالگی است.