بنیان این نوشتار بر این پیشفرض استوار است که هنر پاپ مانند همهی جنبشهای هنری دیگر از آبشخوری فلسفی سیراب است و بر متافیزیکی تکیه داده که در آن، صورت نوینی از روابط آدمیان تعریف شده است. در این متافیزیک دیگر گونهی اکثریت ناآگاه در پیشزمینهی صحنه حیات اجتماعی حاضرند، صحنهای که تا پیش از این جولانگاه کسانی بود که نخبگان نامیده میشدند. در این وضعیت و متافیزیک جدید، بر خلاف متافیزیکهای نخبهباور پیشین، به کودکان، سالخوردگان و کسانی که قوای دماغی چندانی ندارند جایگاهی خاص اختصاص یافته است. مؤلف در فصل اول به صورتبندی معنا و اقسام تجربه از نظر دیویی پرداخته است و فصل دوم، به مثابهی نتیجهی منطقی فصل اول، تجربهی زیباییشناسانه را در قلب زندگی روزمره جای میدهد و از آن در مقابل همهی دیدگاههای نخبهگرایانه دفاع میکند. فصل سوم، شامل نقد بنیادینی است که دیویی به تفکر دو آلیستی وارد کرده است. در فصل چهارم، از طریق تحلیلی گفتمانی، دیدگاههای مختلف و معارض با تلقی دیویی از هنر مورد ارزیابی قرار میگیرد. فصل پنجم نیز به بررسی عناصر موجود در هنر پاپ و تطبیق آن با اندیشههای دیویی اختصاص یافته است.