این رمان داستان دو شخصیت متفاوت است که در موازات هم حرکت میکنند: کافکا که پسری ۱۵ساله است و بهعلت یک پیشگویی عجیب از خانه فرار میکند و آقای ناکاتا، پیرمرد آرام و مهربان و عجیبی که بهعلت اتفاقی شگفتانگیز در بچگی دچار نوعی عقبماندگی ذهنی شده است؛ اما حاصل این حادثه بهدستآوردن توانایی صحبت با گربههاست!
بخشی از داستان به کافکا و زندگی او میپردازد و بخش دیگر به آقای ناکاتا. رمان در عین دوپارگی دارای وحدت مضمون است و تمام حوادث حتی کوچکترین و جزییترین آنها به هم مرتبط هستند. شاید چیزی که آثار موراکامی و بهویژه این رمان را جذاب میکند، استفادهی نویسنده از عناصر فرهنگ بومی ژاپنی است. با خواندن این رمان در عین لذتبردن از پیشرفت داستان با عقاید و رسومی آشنا میشوید که مختص مردم ژاپن است و در درون آنها نهادینه شده: اعتقاد به پیشگویی و غیببینی، وجود دنیاهایی ورای دنیای ما، حرکت بین گذشته و آینده وخاطراتی که هرگز کهنه نمیشوند و در موازات زندگی روزمرهی ما جریان دارند و… هزاران تابوی فرهنگی دیگر که بهخوبی و در کمال هنرمندی در لابهلای داستان گنجانده شدهاند.
هاروکی موراکامی، زادهی 1949 در کیوتو است. او به کارهای مختلفی پرداخته. از جمله مدتها به کار فروش اغذیه مشغول بوده است. نوشتن را از سیوسه سالگی آغاز کرده و آثارش به بیشتر زبانهای زندهی دنیا ترجمه شده. موراکامی در ایران نیز بسیار مورد توجه بوده و ترجمههای مختلفی از آثارش منتشر شده است. “کافکا در ساحل” یکی از مهمترین آثار این نویسنده است و به باور بسیاری از نقادان، شاهکار او به حساب میآید.