جامعهشناسی بدن، شاخهای از جامعهشناسی است که بهطور خاص به مفهوم بدنمندی بهمثابه پدیدهای اجتماعی، موضوعی نمادین، یک بازنمود و عاملی برای تخیل میپردازد. این شاخه، همواره به یادمان میآورد کنشهای سازندهی بافت زندگی روزمره، از سادهترین اشکال آن تا پیچیدهترینشان، نیازمند دخالت و عامل بدنیاند. انسان ولو صرفا با فعالیتهای دریافتی حسهای خود در هر لحظه از زندگیاش، یعنی با دیدن، چشیدن، بوییدن، لمسکردن و غیره به جهان پیرامونش معانی دقیق میدهد.
کتاب «جامعهشناسی بدن» نوشتهی داوید لوبروتون با ترجمهی ناصر فکوهی و انتشار از سوی نشر ثالث، پژوهشی موجز اما ژرف در باب بدن انسانی است؛ نه آنگونه که در زیستشناسی یا پزشکی مطالعه میشود، بلکه در مقام پدیدهای اجتماعی، فرهنگی، و معنایی.
در این کتاب، بدن صرفا مجموعهای از گوشت و استخوان نیست، بلکه «موضوعی برای بازنمایی»، «محملی برای بیان» و «میدانی برای قدرت» تلقی میشود. لوبروتون میکوشد نشان دهد که بدن چگونه از خلال کردارهایی چون پوشش، آرایش، زبان بدن، مناسک و آداب اجتماعی، در جایگاه زبانی فرهنگی قرار میگیرد و دلالتهایی فراتر از زیستشناسی مییابد.
نویسنده با زبانی تحلیلی، اما خواندنی، بدن را چونان «مرز میان من و دیگری» بررسی میکند. پوست بهمثابه سطح تماس، بهمثابه زبان، و حتی بهمثابه حافظه، یکی از کلیدواژههای اندیشهی وی است. او همچنین به مقولات مهمی چون هویت، خشونت، خالکوبی، زخم، رنج، و مصرف بدن در جامعهی مدرن میپردازد و میکوشد نسبت بدن با قدرت و نظم اجتماعی را روشن سازد.
«جامعهشناسی بدن» در زمرهی آثار بنیادین در حوزهی انسانشناسی بدن است و خواندن آن برای دانشجویان و علاقهمندان به علوم اجتماعی، فلسفهی معاصر، و مطالعات فرهنگی ضرورتی است فکری. این کتاب ما را به بازاندیشی دربارهی چیزی دعوت میکند که از لحظهی تولد تا مرگ، همواره با ماست، اما کمتر بدان اندیشیدهایم: خودِ بدن.