کتاب حاضر که جزو خواندنیترین آثار استاین بک است شهر ساحلی مونتری و قشر کارگر و طبقهی پایین آنجا را به تصویر کشیده و در قالب حوادث طنزآلود فلاکت مردمانش را تشریح کرده است.
در گذشته حرفهی اغلب ساکنان مونتری ماهیگیری بود و ساردین صید میکردند. خیابانی نیز به موازات ساحل در غرب مونتری است که به اسکلهی شهر منتهی میشود و بهخاطر شهرت کتاب حاضر نامش را «راستهی کنسروسازی» گذاشتهاند. بهعلت موقعیت فیزیکی این خیابان مغازههای اطرافش همگی کنسروسازی بودند. اما پس از رکود ماهیگیری کنسروسازیها یکبهیک تعطیل شدند و تغییر شغل دادند. درحالحاضر نیز ساختمانهای نبش این خیابان را عمدتا هتل و رستوران تشکیل میدهند.
این اثر در دنیایی مرکب از واقعیت و خیال با آمیختهای از طنز و نقدهای تند اجتماعی زندگی محرومان و دردمندان جامعه را به تصویر کشیده است. شخصیتهای این داستان انسانهاییاند که با مسائل فلاکتبار اقتصادی دستبهگریبان هستند اما پی شادمانیهای کوچک میگردند تا شاید مرهمی باشد بر زخمهای التیامناپذیرشان و نیز مُسکنی در مسیر پرتلاطم زندگی.