در رمان تنفس در هوای تازه، اورول بیانیهای علیه جنگ که آن را در نتیجهی زندگی پیشرفته و مدرن این روزگار میداند، صادر میکند و انسان وازدهی امروزی را دعوت به بازگشت به همان آرامش نوستالوژیکی میکند که پیش از پیشرفت دنیا و زندگی مدرنیته وجود داشته و انسانی را که توانسته تمامی احساسات و ارزشهای انسانیاش را حفظ کند، میستاید.
شخصیت داستان میخواهد پس از آنهمه دوندگی و دغدغههای مادی و حتی گرفتاریهای زندگی کادربندیشدهی خانوادگی به خاطرات دوران کودکیاش برگردد و فارغ از همهی اینها به همان آرامش و فراغت دنیای قدیمش پناه ببرد.
آرامش! صلح! مهربانی! عواطف! احساسات! زندگی بیدغدغه و به دور از روزمرگی! در دنیای مدرنی که ماشینآلات و تکنولوژی بر سر تمامی سنتها و ارزشهای والای انسانی سایه افکنده و آنها را در خود محو و نابود کرده است، آیا جایی برای چنین واژگانی وجود دارد؟ همهی ما در لحظات تنهایی و خلوت خود دوست داریم هوایی را تنفس کنیم که از آلودگیهای دغدغه و دودهای دنیای مدرن و ماشینزدگی پاک باشد، اما در هر گوشهای، زیر هر سقفی و در هر خلوتی، بار زندگی مدرن بر دوشمان چنان سنگینی میکند که احساس خفقان میکنیم و یک آن هم نمیتوانیم خودمان را از روزمرگی وارهانیم.
اورول در این رمان علیه پیشرفت و تکنولوژی و مرگ ارزشهای انسانی قلم میزند و برای ازبینرفتن تمامی خصایل انسانی قدیمی اظهار تاسف میکند. این رمان حالوهوای انگلستان پیش و پس از جنگ را با هم مقایسه میکند.
اریک آرتور بلر با نام مستعار جورج اورول متولد ۲۵ژوئن۱۹۰۳ و درگذشته در ۲۱ژانویهی۱۹۵۰ میباشد و ملیتی هندی-انگلیسی دارد. او را بیشتر با دو رمان مزرعهی حیوانات و 1984 میشناسند. وی همینطور با نقدهای بیشماری که بر کتابها مینوشت، بهترین وقایعنگار فرهنگ و ادب انگلیسی قرن شناخته میشود.